بگذار بچه بمانم............!!!!!!!!!!!!!

نمیخواستم آپ کنم حقیقتش دیگه حال هیچی رو ندارم شاید الکی میخندم و شاید هم
بقول این همکارم با خودم روراس نیستم
ولی این یه حقیقته که دیگه خسته شدم اونقدر که انگاری آخر خطه
همه چی یه روزی تموم میشه انگاری امید من هم تموم شده
وقتی این عکس رو دیدم کلی گریم گرفت آخه بچه که بودم زندگی مال من بود ولی حالا بر
عکس شده . وقتی بچه بودم هر چی میخواستم بزور باید انجام میگرفت اقتدار ویژه داشتم
ولی حالا چی یه غرور خرد شده یه غرور پودر شده
اگه به من بگن اگه بخوای دوباره زندگی کنی محاله قبول کنم
زندگی قماری بود که از اول باختنش حتمی بود
کاش برا همیشه تو کوچه کودکی با خودم راحت حرف میزدم داد میزدم گریه میکردم
اونموقع هیچکی نمیگفت دیونه هست برا همه خوشایند بود ولی حالا چی
حالا چی حالا چی حالا چی نفرین به زندگیییییییییییییی
